نسخه‌ٴ آكسفورد (بادليان 130) كه در 1120، در مقبره‌ٴ سنت ادموندز، در سافولك غربي‌، نوشته‌ شده از لحاظ تاريخ تصويرهاي گياهان داراي اهميت ويژه‌اي است‌، چون چند تصوير دارد كه‌ كاملاً از روي طبيعت ترسيم شده است‌. شايد هنرمند ناشناس داراي گياه‌نامه‌اي معمولي از نوع‌ آپوليوسي يا ديوسكوريدسي بوده است ــ يعني كتابي با بسياري تصويرهاي مناسب‌. احتمالاً او سعي كرده است برخي از اين گياهان را با گياهان واقعي باغ صومعه تطبيق كند. سپس‌، تصوير گياه واقعي را كشيده‌، و بدين‌ترتيب برخي از قديمي‌ترين نقاشي‌هاي طبيعي را كه به‌دست ما رسيده ترسيم كرده است ــ تصوير شاه‌توت‌، نعناع‌، تاجريزي‌، خار. سنت اين تصويرها را مي‌توان بدون وقفه تا زمان پيدايش چاپ دنبال كرد، البته نخستين گياه‌نامه‌ٴ چاپي داراي‌ تصويرهاي شبيه گياهنامه‌ٴ آنگلوساكسون است‌.

رساله‌هاي مربوط به بازداري‌

در قرون وسطا، بازداري و به‌طور كلي شكار به‌وسيله‌ٴ پرندگان و ساير جانوران‌، در شرق و غرب‌ سرگرمي مطلوبي بود. در بسياري زبان‌ها رساله‌هاي متعددي راجع به بازداري وجود دارد، كه در آنها نه‌تنها روش درست نگهداري‌، شكار و استفاده از پرندگان‌، بلكه وسايل معالجه‌ٴ آنها به هنگام‌ بيماري توصيف شده است‌. بدبختانه‌، تشخيص بسياري از اين رساله‌ها، اگر هم غيرممكن‌ نباشد، بسيار دشوار است‌؛ و در بسياري موارد در تعيين تاريخ آنها با اشكالات عمده‌اي روبه‌رو مي‌شويم‌. به‌مطالعه‌ٴ تطبيقي برخي از قديمي‌ترين آنها، مخصوصاً به‌زبان‌هاي عربي و لاتيني‌، نياز شديد داريم‌.
قبلاً (ج 1، ص 711)، به يك رساله‌ٴ عربي از عيسي بن علي بن حسن اَزْدي مربوط به سده‌ٴ يازدهم (؟)، اشاره‌اي كردم‌. هارتينگ به رساله‌اي فارسي از جمال محمد گنجوي ساساني مربوط به 1145 ـ 1146، اشاره مي‌كند. گنجه‌1 (يا جَنزه‌)، اليزابت پُل امروزي‌2 در قفقاز، ميان بردعه و تفليس واقع است‌. گرچه تمام فهرست‌هاي نسخ خطي فارسي را كه در دسترسم بود جستجو كردم‌، نتوانستم اين را بشناسم‌، با اين‌همه‌، وجود يك رساله‌ٴ فارسي قديمي‌تر موجب هيچ‌ شگفتي نيست‌، چون بازداري با توجه به اصطلاحات آن بيشتر از اين زبان متأثر بوده است‌. مسلماً اين ورزش بسيار كهن است‌، و مي‌توان رد آن را در بين‌النهرين و مصر باستان جستجو كرد. ولي در ايران و به‌طور كلي در شرق‌، از قفقاز تا آسياي مركزي و هند، رواج ويژه‌اي داشت‌.
مشكل بتوان گفت كه چه وقتي بازداري در اروپاي باختري شناخته شد. ممكن است‌


1 .نامي كه در دوره‌ٴ تزارها به آن داده شد. بعدها در حكومت شوروي مدتي كيروف‌آباد ناميده مي‌شد. ــ م‌.
2 .درباره‌ٴ مصر ¿ يادداشت ژان كاپار را در ايسيس (ج 14، 222، 1930).